نگراني كه معمولا پس از يكي دو سال سلوك ،گريبان سالكان را مي گيرد اينست كه مي بينند آن هيجان و شور و شوق اوليه را ندارند .در اوايل سلوك حالات معنوي شخص بسيار مشهود است و احوالات خوش معنوي پشت سرهم به سالك مي رسد .اشك و نجواهاي عاشقانه با خداوند ،بي تابي فراق خداوند و گريه هاي توام با حسرت وصال حضرت حق چنان در سالك نوپا ،به وفور مشاهده مي شود كه اطرافيان براحتي متوجه آن مي گردند .ولي پس از گذشت يكي دوسال از سلوك ،گويا همه چيز به سمت افول پيش مي رود و سالك در اين ايام نگران مي شود كه مبادا ايمانش ضعيف شده و يا مرتكب رفتارهايي نادانسته اي است  كه او را از چشم خداوند انداخته است .ولي با بيان مثالي خدمتتان عرض مي كنم كه  اين نگراني كاملا بي مورد است .

راز اين تغيير حال را كساني كه از علم آشپزي بهره اي دارند خوب درك مي كنند .در ابتداي پخت هر خورشتي ابتدا بايد شعله را زياد كنيم  تا آن خورشت حسابي به جوش و خروش بيفتد و از حالت خامي خارج گردد ،ولي زماني كه ديگر آن خوراك خام به حساب نمي آيد و به آن نيم پز اطلاق مي گردد ،بايد شعله را پايين بكشيم تا غذا با حرارت ملايم پخته شود و اين روش باعث مي شود كه غذا كاملا جا بيفتد .غذايي كه از ابتدا تا انتها با شعله ي زياد بپزد علاوه بر اينكه خوش طعم نيست ، تمام خواص خود را نيز از دست داده است .

خداوند كه رب العالمين است در پرورش نفس سالك از همين طريق پيش مي رود .ابتداي راه بايد شعله بالا باشد تا سالك بطور كامل از عالم غفلت جدا گردد و به يقظه برسد و زماني كه شخص به بيداري برسد و در راه قرار بگيرد ، آنگه شعله واردات الهي پايين مي آيد و ديگر آن جوش و خروش اوليه مشاهده نمي گردد ولي ارزش اين مرحله بسيار بالاست و نتيجه ي آن پختگي و جا افتادگي سالك است .پس اگر شما هم از آن دسته سالكان هستيد كه حس مي كنيد حالاتتان به نسبت شروع سلوك افت پيدا كرده است ،‌اصلا نگراني به دل راه ندهيد و با عزمي جزم  سلوك خود را ادامه دهيد و بدانيد كه لحظه اي هم خداوند غافل از احوال شما نيست و با مهرباني و رحمت بي حد و اندازه اش ، شرايط سلوكتان را به بهترين نحوي مهيا مي سازد .